سخني درباره اين نوشتار

نه رواست، نه شايسته و نه حق است بر ملتي كه داراي منابع طبيعي فراوان، تاريخي كهن، صاحب فضيلت و استعداد انساني و حامل هويت فرهنگي سترگ و افتخارآميز، كه در گذشته تاريخي خويش با بهره‌گيري بهينه از منابع طبيعي و نبوغ خود ضمن غنا بخشيدن بر ثروت ملي خدمات و ارمغانهايي را به جامعه بشري ارائه نموده‌ است، نام «جهان سومي» نهاده شود و در رتبه‌بندي توليدي- اقتصادي، فني و حرفه‌اي جهان نقشي شايان توجه نداشته باشد و يا خدا نكرده ....  

ملت ايران امروز مي‌بايست با شناخت كامل منابع طبيعي و خدادادي و بهره‌گيري بهينه و به موقع از آنها در كنار ديگر ملل و ملتهاي جامعه بشري، سربلند و شكوهمند زندگي نمايد و به‌طور فعال در كاروان ترقي و تكامل جهاني گام نهد و براي آنها چون گذشته منشأ خير و سرمشق باشد.

در كشور ما واژه‌هايي چون، ما داراي معادن فراوان هستيم، داراي نفت هستيم، گاز داريم، آفتاب داريم، تنوع اقليمي داريم و ...، دچار عوام‌زدگي شده‌اند. وقتي بخواهيم درباره هر يك از اين واژه‌ها توضيحي متعارف و علمي‌پسند بدهيم، اغلب درمي‌مانيم و به اينكه فراوان داريم اكتفا مي‌شود، يا در مورد اينكه منابع طبيعي چه نقشي در اقتصاد ملي دارند (‌غير از تا حدودي نفت) بيشتر از «نمي‌دانيم» سخني به ‌ميان نمي‌آيد. شوربختانه اين نادانسته‌ها شامل بسياري از طيفهاي سرنوشت‌ساز جامعه، مانند جامعه علمي و فرهنگي، صاحبان و دست‌اندركاران صنعت و دستگاههاي اقتصادي و برنامه‌ريزها و حتي مديران كشور مي‌شود. به يقين، علت اين مسائل، اغلب ريشه در نبود مرجعي مفيد و معتبر كه منابع طبيعي ايران را به‌خوبي بنماياند، دارد.

هر ملت و به‌خصوص جامعه علمي، فرهنگي، بخشهاي صنعتي و اقتصادي- تجاري و به‌طور بارز دستگاه مديريت آن مي‌بايست از منابع طبيعي كشور خويش آگاهي كامل داشته باشد و تلاش نمايد آنچه را دارد، ابتدا خوب بشناسد و پس از شناسايي، راهكارهاي درخور شايسته جهت بهره‌ بردن و به‌كارگيري آنها را بياموزد و تجربه كند و در اين راستا از معرفت توليدي،‌ اقتصادي، و اجتماعي كافي برخوردار و صاحب بينش ملي و درون‌گرا از نظر اقتصادي باشد.

طبيعي است كه فقط شناخت از منابع طبيعي، بدون شناخت كاربري آن و بهره‌گيري آنها در توليد جهت رشد كلان اقتصادي كافي نيست. درست است كه منابع طبيعي جزء دارايي و ثروت بالقوه يك كشور محسوب مي‌شوند، اما بايد دانست كه قدرت توليد ثروت است كه حيات، توان و اقتدار ملي و استقلال يك كشور را تضمين مي‌كند. در غير اين‌صورت منابع طبيعي از آن ديگران خواهند بود، هرچند در آن كشور واقع باشد. بنابراين شناخت منابع، داشتن دانش و فن در به‌كارگيري آنها است كه بالندگي و غرور به بار خواهد آورد و به قول اقبال لاهوري شاعر پارسي گوي پاكستاني:

خدا آن ملتي را سروري داد               كه تدبيرش به دست خويش بنوشت

به آن ملت سروكاري ندارد                     كه دهقانش براي ديگري كشت

 بسيار بايد دقت كنيم منابع طبيعي فقط معدن و يا نفت و زغال‌سنگ نيست بلكه منابع طبيعي تمام ثروتهاي خدادادي است كه در مملكت مي‌باشند. درياها، آبهاي سطحي و زيرزميني، زمينهاي كشاورزي، جنگلها، كوهها، موقعيتهاي مكاني، جاذبه‌هاي طبيعي، راههاي زميني و هوايي و ... همگي جزء ثروتهاي ملي اين مرز و بومند.

اين نوشته سعي كرده اولويت را به شناخت منابع طبيعي كشور عزيزمان ايران بدهد و بر آن است كه منابع طبيعي ايران را در حالت كلان و گاه به‌صورت خرد همراه با آگاهيهاي سودمند بر جامعه علمي و دانشگاهي و اشخاص حقيقي و حقوقي اقتصادي به‌خصوص برنامه‌ريزان و اهل فن بنمايد، هرچند مخاطب اصلي آن زمين‌شناسان و معدنكاران، پاره‌اي صنعت‌كاران و بنگاههاي اقتصادي جامعه است اما هدف اصلي آن شناخت منابع طبيعي ايران براي تمام كساني است كه در توسعه و آبادي و رشد اقتصادي كشور دست دارند.

 اگر منابع طبيعي را نشناسيم بهره‌گيري از آنها را نيز نخواهيم آموخت. در اين حال ممكن است بيگانگان، زيركانه آنها را از ما بستانند، چنانچه در تاريخ بر سر ما آمده است، چنانكه بيگانگان، ايرانيان را بربر خواندند و آرياويچ (ايران‌زمين) را سرزمين تركان (غزنويان، سلجوقيان و تيموريان) ناميدند، عربها ما را عجم خواندند و باخترنشينان، بزرگان و انديشمندان ما را ترك و تازي معرفي كردند. كم نيست نوشتارهايي كه دانشمندان ايراني مسلمان چون بوعلي‌سينا، خواجه‌نصير، ابوريحان، مولانا، فارابي و ...، را عرب معرفي كرده‌اند. كيست كه امروزه درياي مكران را عمان ننامد، بنويسد و بداند كه نام درياي عمان، مكران بوده است؟ اگر هوشياري ما در همين زمان نبود و نباشد خليج هميشگي فارس را خليج عرب ‌نامند.

هدف عمده از تأسيس مركز پژوهشي زمين‌شناسي پارس (آرين‌زمين) در اصل شناخت و معرفي منابع طبيعي ايران بوده است. كتاب زمين‌شناسي اقتصادي ذخاير معدني و طبيعي ايران كه در دو جلد منتشر شده است (جلد اول كتابي است كه پيش روي داريد و جلد دوم با عنوان كانسارها و نشانه‌هاي معدني ايران مي‌باشد)، نماي نسبتاً خوبي از منابع طبيعي به‌خصوص ذخاير معدني و منابع آب و انرژي در كشور عزيرمان ايران را به نمايش مي‌گذارد كه توسط مركز پژوهشي زمين‌شناسي پارس (آرين‌زمين) به اميد اينكه بدين‌طريق اداي ديني به اين مرز و بوم كرده باشد، انتشار يافته است.

از تمامي بزرگواران و عزيزاني كه در به‌ثمر رسيدن اين كتاب زحمت كشيده‌اند، سپاسگزاري مي‌نمايم. از همكاران مركز، جناب آقاي مهندس محمدباقر اكبري كه مديريت ويرايش فني را عهده‌دار بودند، از سركار خانم مهندس آرزو زنده‌روح و جناب آقاي مهندس محسن ايرانمنش كه ويرايش فني، صفحه‌آرايي و ترسيم پاره‌اي از شكلها را عهده‌دار بودند و در اين امر به‌گونه‌اي مسئولانه و عالمانه كوشش بسيار داشته‌اند، از آقاي دكتر رضا مظفرزاده كه در تنظيم پاره‌اي از مطالب به مؤلف كمك نمودند و همچنين از سركار خانم دكتر كيميا عجايبي كه طراحي تصوير روي جلد را به‌عهده داشتند، از سركار خانم مهندس پريا احدي كه در تايپ و ترسيم پاره‌اي از شكلها زحمت كشيده‌اند، همچنين از جناب آقاي عبدالله طهماسبي، ناظر چاپ سپاسگزاري مي‌‌شود.

             با سپاس

مدير مركز پژوهشي زمين‌شناسي پارس

     (آرين‌زمين)

          منصور قرباني

  

 

 

 

 

 

 

پژمان بختياري

 پيش‌نوشتار

سپاس بيكران،‌ خداي جهان آفرين را كه هستي را با شگفتيهاي گوناگون پديد آورد، آن را در راستاي تكامل بنهاد و به ما قدرت انديشيدن و‌ تفكر‌ داد تا به گوشه‌هايي از سترگي و عجايب وصف‌ناپذيرش بيانديشيم، آنگاه در برابر بزرگيش سر به كرنش و فروتني گذاريم و خود را بازيابيم.

 در جهان كمتر سرزميني مانند كشور ايران مي‌توان يافت كه در پهنه خود، داراي چنين تنوع و گوناگوني از منابع طبيعي باشد. سرزمين ايران در بسياري از ذخاير معدني،‌ منابع انرژي و جاذبه‌هاي طبيعي داراي جايگاه شايان توجهي است. اين منابع طبيعي و تنوع اقليمي- مورفولوژيكي از يك سو و تاريخ كهن تمدن آن از سوي ديگر زمينه‌ساز و پشتوانه‌اي از فعاليتهاي توليدي- اقتصادي و نيز سبب غناي اجتماعي و تنوع فرهنگي ايران شده است.

اين كتاب در 9 فصل، به‌شرح زير در اصل فشرده‌اي از ويژگيهاي زمين‌شناسي، طبيعي- اقليمي و تاريخ معدن‌كاري و فنون به‌كارگيري مواد طبيعي، ذخاير و توان معدني و همچنين ديگر ذخاير طبيعي مانند منابع انرژي و آبها در سطح كشور مي‌باشد.

فصل اول، اشاره‌اي كلي به ويژگيهاي طبيعي، اقليمي و گونه‌هاي زيستي ايران‌زمين دارد؛

فصل دوم، نگرشي كلي بر زمين‌شناسي، چينه‌شناسي، ماگماتيسم و متامورفيسم ايران دارد؛

فصل سوم، اشاره‌اي به تاريخ معدن‌كاري و فنون به‌كارگيري مواد معدني و پاره‌اي از مواد طبيعي دارد؛

فصلهاي چهارم و پنجم، به‌ترتيب فازهاي كاني‌‌سازي و ايالتها و مناطق معدني ايران را توصيف مي‌كنند.

فصل ششم، متالوژني (فلززايي) كليه ذخاير معدني و چگونگي كاني‌سازي و خاستگاه مواد معدني در ايران را بيان مي‌كند.

فصل هفتم، جايگاه انواع مواد معدني ايران، از نظر ميزان ذخيره،‌ توليد، تجارت در سطح جهان و همچنين نقش مواد معدني در اقتصاد ايران را نشان مي‌دهد؛

فصل هشتم، منابع و پتانسيل انواع انرژيهاي تجديدناپذير و تجديدپذير در ايران را توضيح مي‌دهد؛

فصل نهم، به‌ منابع آبها و بيلان آنها در سطح كشور اشاره دارد.

يكي از آرزوهاي نگارنده وجود و يا نگارش دايره‌المعارف منابع طبيعي ايران است كه بتواند تمام ويژگيهاي طبيعي ذخاير معدني،‌ منابع انرژي، وضعيت جنگلها و مراتع، منابع آبها و جاذبه‌هاي طبيعي را در سطح ملي و بين‌المللي معرفي كند. به‌طور معمول چنين كتابي مي‌بايست توسط خبرگان و انديشمندان فن نگاشته و يك يا چند سازمان دولتي مسئوليت آن را پذيرا مي‌شد و منابع و محتواي آن را تأمين و اهل فن و خبرگان را در تدوين آن ياري مي‌كرد. شوربختانه نگارنده چنين كتابي، و سازمان‌ و ارگاني كه اقدام به اين مهم كند، نيافت، لذا با اندك توشه علمي و مالي خود بر آن شد تا آنچه را در راستاي تخصص و دانسته‌هاي خويش دارد با پيمايشها و بازديدهاي صحرايي در سراسر ايران، جمع‌آوري مطالعات انجام شده و نيز براساس نيازهاي ملي، كتاب زمين‌شناسي اقتصادي ذخاير معدني و طبيعي ايران را در دو جلد بنگارد و تمام هزينه‌هاي آن را شخصاً به‌عهده بگيرد. بنابراين پيداست كه اين كتاب داراي كاستيهاي فراوان است و بزرگترين كاستي آن اين است كه يك نفر آن را تدوين نموده، البته گناه بر گردن اوست كه چنين آرزويي داشته و دارد. در عين حال اميد است، كتابي در آينده تدوين و نگاشته شود كه كليات و جزئيات منابع طبيعي ايران را در بر گيرد و بسياري از نخبگان و دست‌اندركاران فن در آن نقش آفرينند.

جدا از نارساييهايي كه گفته شد، در اين كتاب اطلاعاتي به‌نسبت جامع از زمين‌شناسي، منابع‌ معدني، انرژي، آبها و تاريخ به‌كارگيري آنها و كليات جغرافيايي و اقليمي ايران آمده و آينه‌اي است كه زمين‌شناسي اقتصادي و ذخاير معدني- طبيعي ايران را به‌درستي مي‌نماياند. اين كتاب حاصل پژوهش و مطالعه بيست ساله، پيمايشهاي زمين‌شناسي و بازديد از منابع طبيعي و معدني نگارنده در سراسر ايران بوده است.

اين كتاب تحفه‌اي است ناقابل به همه هموطنان عزيز و گرامي در اين مرز و بوم و سراسر گيتي.

                                                                                                                                        منصور قرباني

 عضو هيأت علمي دانشگاه شهيدبهشتي

 

 

فهرست مطالب

 

 

فصل اول:‌ اوضاع طبيعي و اقليمي ايران

فصل دوم: نگرشي بر زمين‌شناسي ايران

فصل سوم: تاريخ معدنكاري و به‌كارگيري مواد طبيعي و فنون آنها در ايران

فصل چهارم: فازهاي متالوژني و كاني‌سازي در ايران

فصل پنجم: ايالتها، كمربندها و مناطق فلززايي و معدني ايران

فصل ششم: متالوژني و پراكندگي مواد معدني ايران

فصل هفتم: منابع معدني ايران در سطح جهان و نقش آنها در اقتصاد ايران

فصل هشتم: منابع، توليد و مصرف انرژي در ايران و مقايسه آن در سطح جهاني

فصل نهم: منابع آب در ايران

منابع