|

|
ز پوچ جهان هيچ اگر دوست
دارم
ترا، اي كهن بوم و بر دوست
دارم
ترا، اي گرانمايه ديرينه
ايران
ترا، اي گرامي گهر دوست
دارم
ترا، اي كهنزاده بوم
بزرگان
بزرگآفرين نامور دوست
دارم
خوشا رشت و گرگان و
مازندرانت
كهشان همچو بحر خزر دوست
دارم
خوشا حوزه شرب كارون و
اهواز
كه شيرينترش از شكر دوست
دارم
فري آذر آبادگان بزرگت
من آن پيشگام خطر دوست
دارم
صفاهان نصف جهان تو را من
فزونتر ز نصف دگر دوست
دارم
خوشا خطه نخبهزاي خراسان
ز جان و دل آن پهنهور
دوست دارم
زهي شهر شيراز جنت طرازت
من آن مهد ذوق و هنر دوست
دارم
بر و بوم كرد و بلوچ تو را
چون
درخت نجابت ثمر دوست دارم |
خوشا طرف كرمان و مرز
جنوبت
كهشان خشك و تر، بحر و بر
دوست دارم
من افغان همريشهمان را
كه باغيست
به چنگ بتراز تتر دوست
دارم
كهن سغد و خوارزم را، با
كويرش
كهشان باخت دودهي قجر
دوست دارم
هم اران و قفقاز
ديرينهمان را
چو پوري سراي پدر دوست
دارم
تو در اوج بودي، به معنا و
صورت
من آن اوج قدر و خطر دوست
دارم
دگرباره برشو به اوج معاني
كهت اين تازه رنگ و صور
دوست دارم
نهشرقي، نه غربي، نه تازي
شدن را
براي تو، اي بوم و بر دوست
دارم
جهان تا جهان است پيروز
باشي
برومند و بيدار و بهروز
باشي
|
مهدي
اخوان ثالث
سخني درباره اين نوشتار
نه رواست، نه شايسته و نه حق است بر ملتي كه داراي
منابع طبيعي فراوان، تاريخي كهن، صاحب فضيلت و استعداد انساني و
حامل هويت فرهنگي سترگ و افتخارآميز، كه در گذشته تاريخي خويش با
بهرهگيري بهينه از منابع طبيعي و نبوغ خود ضمن غنا بخشيدن بر ثروت
ملي خدمات و ارمغانهايي را به جامعه بشري ارائه نموده است، نام
«جهان سومي» نهاده شود و در رتبهبندي توليدي- اقتصادي، فني و
حرفهاي جهان نقشي شايان توجه نداشته باشد و يا خدا نكرده ....
ملت ايران امروز ميبايست با شناخت كامل منابع
طبيعي و خدادادي و بهرهگيري بهينه و به موقع از آنها در كنار ديگر
ملل و ملتهاي جامعه بشري، سربلند و شكوهمند زندگي نمايد و بهطور
فعال در كاروان ترقي و تكامل جهاني گام نهد و براي آنها چون گذشته
منشأ خير و سرمشق باشد.
در كشور ما واژههايي چون، ما داراي معادن فراوان هستيم،
داراي نفت هستيم، گاز داريم، آفتاب داريم، تنوع اقليمي داريم و
...، دچار عوامزدگي شدهاند. وقتي بخواهيم درباره هر يك از اين
واژهها توضيحي متعارف و علميپسند بدهيم، اغلب درميمانيم و به
اينكه فراوان داريم اكتفا ميشود، يا در مورد اينكه منابع طبيعي چه
نقشي در اقتصاد ملي دارند (غير از تا حدودي نفت) بيشتر از
«نميدانيم» سخني به ميان نميآيد. شوربختانه اين نادانستهها
شامل بسياري از طيفهاي سرنوشتساز جامعه، مانند جامعه علمي و
فرهنگي، صاحبان و دستاندركاران صنعت و دستگاههاي اقتصادي و
برنامهريزها و حتي مديران كشور ميشود. به يقين، علت اين مسائل،
اغلب ريشه در نبود مرجعي مفيد و معتبر كه منابع طبيعي ايران را
بهخوبي بنماياند، دارد.
هر ملت و بهخصوص جامعه علمي، فرهنگي، بخشهاي صنعتي و
اقتصادي- تجاري و بهطور بارز دستگاه مديريت آن ميبايست از منابع
طبيعي كشور خويش آگاهي كامل داشته باشد و تلاش نمايد آنچه را دارد،
ابتدا خوب بشناسد و پس از شناسايي، راهكارهاي درخور شايسته جهت
بهره بردن و بهكارگيري آنها را بياموزد و تجربه كند و در اين
راستا از معرفت توليدي، اقتصادي، و اجتماعي كافي برخوردار و صاحب
بينش ملي و درونگرا از نظر اقتصادي باشد.
طبيعي است كه فقط شناخت از منابع طبيعي، بدون شناخت كاربري
آن و بهرهگيري آنها در توليد جهت رشد كلان اقتصادي كافي نيست.
درست است كه منابع طبيعي جزء دارايي و ثروت بالقوه يك كشور محسوب
ميشوند، اما بايد دانست كه قدرت توليد ثروت است كه حيات، توان و
اقتدار ملي و استقلال يك كشور را تضمين ميكند. در غير اينصورت
منابع طبيعي از آن ديگران خواهند بود، هرچند در آن كشور واقع باشد.
بنابراين شناخت منابع، داشتن دانش و فن در بهكارگيري آنها است كه
بالندگي و غرور به بار خواهد آورد و به قول اقبال لاهوري شاعر
پارسي گوي پاكستاني:
خدا آن ملتي را سروري داد كه
تدبيرش به دست خويش بنوشت
به آن ملت سروكاري
ندارد كه دهقانش براي ديگري كشت
بسيار بايد
دقت كنيم منابع طبيعي فقط معدن و يا نفت و زغالسنگ نيست بلكه
منابع طبيعي تمام ثروتهاي خدادادي است كه در مملكت ميباشند.
درياها، آبهاي سطحي و زيرزميني، زمينهاي كشاورزي، جنگلها، كوهها،
موقعيتهاي مكاني، جاذبههاي طبيعي، راههاي زميني و هوايي و ...
همگي جزء ثروتهاي ملي اين مرز و بومند.
اين نوشته سعي كرده اولويت را به شناخت منابع طبيعي كشور
عزيزمان ايران بدهد و بر آن است كه منابع طبيعي ايران را در حالت
كلان و گاه بهصورت خرد همراه با آگاهيهاي سودمند بر جامعه علمي و
دانشگاهي و اشخاص حقيقي و حقوقي اقتصادي بهخصوص برنامهريزان و
اهل فن بنمايد، هرچند مخاطب اصلي آن زمينشناسان و معدنكاران،
پارهاي صنعتكاران و بنگاههاي اقتصادي جامعه است اما هدف اصلي آن
شناخت منابع طبيعي ايران براي تمام كساني است كه در توسعه و آبادي
و رشد اقتصادي كشور دست دارند.
اگر منابع طبيعي را نشناسيم بهرهگيري از آنها را نيز
نخواهيم آموخت. در اين حال ممكن است بيگانگان، زيركانه آنها را از
ما بستانند، چنانچه در تاريخ بر سر ما آمده است، چنانكه بيگانگان،
ايرانيان را بربر خواندند و آرياويچ (ايرانزمين) را سرزمين تركان
(غزنويان، سلجوقيان و تيموريان) ناميدند، عربها ما را عجم خواندند
و باخترنشينان، بزرگان و انديشمندان ما را ترك و تازي معرفي كردند.
كم نيست نوشتارهايي كه دانشمندان ايراني مسلمان چون بوعليسينا،
خواجهنصير، ابوريحان، مولانا، فارابي و ...، را عرب معرفي
كردهاند. كيست كه امروزه درياي مكران را عمان ننامد، بنويسد و
بداند كه نام درياي عمان، مكران بوده است؟ اگر هوشياري ما در همين
زمان نبود و نباشد خليج هميشگي فارس را خليج عرب نامند.
هدف عمده از تأسيس مركز پژوهشي زمينشناسي پارس (آرينزمين)
در اصل شناخت و معرفي منابع طبيعي ايران بوده است. كتاب زمينشناسي
اقتصادي ذخاير معدني و طبيعي ايران كه در دو جلد منتشر شده است
(جلد اول كتابي است كه پيش روي داريد و جلد دوم با عنوان كانسارها
و نشانههاي معدني ايران ميباشد)، نماي نسبتاً خوبي از منابع
طبيعي بهخصوص ذخاير معدني و منابع آب و انرژي در كشور عزيرمان
ايران را به نمايش ميگذارد كه توسط مركز پژوهشي زمينشناسي پارس
(آرينزمين) به اميد اينكه بدينطريق اداي ديني به اين مرز و بوم
كرده باشد، انتشار يافته است.
از تمامي بزرگواران و عزيزاني كه در بهثمر رسيدن اين كتاب
زحمت كشيدهاند، سپاسگزاري مينمايم. از همكاران مركز، جناب آقاي
مهندس محمدباقر اكبري كه مديريت ويرايش فني را عهدهدار بودند، از
سركار خانم مهندس آرزو زندهروح و جناب آقاي مهندس محسن ايرانمنش
كه ويرايش فني، صفحهآرايي و ترسيم پارهاي از شكلها را عهدهدار
بودند و در اين امر بهگونهاي مسئولانه و عالمانه كوشش بسيار
داشتهاند، از آقاي دكتر رضا مظفرزاده كه در تنظيم پارهاي از
مطالب به مؤلف كمك نمودند و همچنين از سركار خانم دكتر كيميا
عجايبي كه طراحي تصوير روي جلد را بهعهده داشتند، از سركار خانم
مهندس پريا احدي كه در تايپ و ترسيم پارهاي از شكلها زحمت
كشيدهاند، همچنين از جناب آقاي عبدالله طهماسبي، ناظر چاپ
سپاسگزاري ميشود.
مركز پژوهشي
زمينشناسي پارس
(آرينزمين)
|